عیدمان مبارک
نشستهام توی فرودگاه مهرآباد. از این ترمینال دو، اینترنت وایرلس بسیار سرعتدارش واقعن جذاب است. یک بسته چیپس گوجهفرنگی، یک آب هلوی سنایچ که بهدلیل رنگ صورتی قوطیاش خریدم، وبلاگ و یک دل خوش دارم همین الان.
روز خوبی بود این روز آخر کار سال ۸۸. تا ساعت چهار شرکت بودم. بعضی از بچهها بودند و بعضی ها نه. اما درکل فضا آرام بود و کار میکردیم و من سررسیدم را مرور کردم تا همه کارهای از یاد رفته را انجام بدهم یا یادداشت کنم برای سال بعد.
ساعت چهار آمدم خانه. چمدانم از چندروز قبل آماده بود. زمان داشتم. نشستم و برای کسانی که خیلی دوستشان دارم ایمیل تبریک عید زدم. بعد با ایمیل پدرام کلی خندیدم. ماشین سر ساعت خوبی آمد دنبالم. نه زود بود و نه دیر. به راننده دروغکی گفتم ساعت هفت و نیم پرواز است. ساعت شش و ربع بود. بعد دیدم هول کرد. زیپ کیفم را باز کردم و بلیطم را نگاه کردم و گفتم: آه! نه خدا را شکر ساعت هشت پرواز است. مرد خوشحال شد و با آرامش درحالیکه تمام مسائل حیاتی مملکت و دنیا را حل میکردیم و میخندیدیم، مرا رساند فرودگاه. عیدی خوبی بهش دادم. دلم خوش بود. دوست داشتم با یک لبخند ممتد از هم جداشویم..
یک باربر صدا زدم. وسایلم زیاد بود. گیتار و لپتاپ و کیف گنده را خودم آوردم. و چمدان بسیار سنگین و یک جعبه محتوی مربای دیابتی و روغنزیتون فرداعلای اصل و کتاب و سررسید برای بابا و .. را دادم به آقای باربر. ۱۶ کیلو اضافهبار داشتم. آقای پشت گیت گفت. ولی جریمه نکرد. من هم چون کماکان دلخوش بودم، اینبار به باربر عیدی دادم. یک کار قشنگی کرد.. پول را مثل قدیمها که مغازهدارها دشت میکردند، بوسید و بهچشمش گذاشت و خندید و رفت.
آمدم طبقه بالا. خوردنیها را خریدم.و نشستم اینجا. میخواهم آخرین پست ۸۸ را پابلیش کنم. مثل هرسال، عید را بهتان تبریک بگویم. اگر اینجا بودید حتمن بهتان عیدی میدادم چون هنوز سرخوشم..نیستید که.. پس فقط نوروزتان مبارک.. با همه آرزوهای خوشرنگ برایتان.. با آرزوی دلخوش و سلامتی.. با آرزوی جیب پر .. با آرزوی دوستیهای زیاد..
اخرین روز کاری ۸۸ را دارم با سرخوشی، خوش میگذرانم.. نوروز من هم مبارک . :)

نظرها
از وبلاگ های خوشگل و ساده و ناز خوشم میاد ... وبت نازه ...
ایول
Posted by: میشل | March 22, 2010 1:30 AM
سال نوت مبارک باشه با رسیدن به همه چیزهایی که آرزومندی .
Posted by: terme | March 21, 2010 5:16 PM
سلام عیدت مبارک از صمیمیت و صداقت و لذت بردنت از زمان حال و جریان زندگی خوشم اومد با یک رانی و شیرینی در یک تریا لذتی فراهم کردی و ارامشی که میلیاردر ها هم غبطه میخورند کاش یک دوست با روحیه تو در تهران داشتم
Posted by: safa | March 21, 2010 3:09 AM
foroogh jaan , saali mahshar barat arezoo mikonam
Posted by: Faezeh | March 21, 2010 12:46 AM
سال در پيشتان مبارك
شاد زي
Posted by: melikbaba | March 20, 2010 12:14 PM
سال نو تو هم مبارک برات یه عالمه ارزوهای خوب دارم
Posted by: الهام بانو | March 19, 2010 8:41 PM
فروغ عزیز . ممنون که یه حس شاد را با ما قسمت کردی! لذت بردم.
Posted by: مونا | March 19, 2010 6:18 PM