من هيچ.. من نگاه
نداشته ارزشمندی که شده باشد برایش بغض کنم، تا امشب نداشتم..
امشب بهمعنای واقعی بغض کردم.. بغضم، بغض کودک ناداری بود که میداند ندارد و میفهمد چرا.. اما توان تغییر تقدیر در دستان او نیست.
« تنها در خانه | صفحهی اصلی | سكوت »
نداشته ارزشمندی که شده باشد برایش بغض کنم، تا امشب نداشتم..
امشب بهمعنای واقعی بغض کردم.. بغضم، بغض کودک ناداری بود که میداند ندارد و میفهمد چرا.. اما توان تغییر تقدیر در دستان او نیست.
*
* legend of the fall
* بهقول آیدا و برعکسآقا !! و برعکس :)
* شب
* ...
* فقط من ماندهام . و بس.
* براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بيپايان
* من هيچ .. من نگاه
* ميخواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .
* زمستان است...
* شاهزاده قصههاي كودكيام
* ياد
* خشم فروخورده من
* من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟
* بنويسم يا ننويسم؟
* من هنوز دوستشان دارم
* شبی از همین شبهای من
* زرورق را دور می اندازم.
* خط های تو مرا خسته کرد
* مرا ببر به دیار فراموشی