روياي شيرين
دير وقت است .. بايد بخوابم.. نوشته كسي باعث شد آرشيو نوامبرو دسامبر 2007 ام را بازخواني كنم.. خودم براي خودم دلم سوخت.. براي زني كه آنهمه عاشق بود و آنهمه ظرفيت عاشقي كردن و زندگيكردن داشت..
آن زن منم؟ من بودم؟
چه اتفاق هولناكي مرا بهامروز رساند؟
گاهي فكر ميكنم اينكه امروز زندگي ميكند، من واقعي من است.. آن زن زاييده يك روياي زيبا بود و بس..
