« مرا عاشقی کن ... | صفحه‌ی اصلی | زن؟ »

خيالات نكنيد. اندروني كماكان حجابش سفت و محكم است.

از بسته‌بودن و دانسته نشدن تازه دارد خوشم می‌آید .
سکوت برای من که سالهاست حرف می‌زنم، تجربه دیگری‌ست .
به این فکر می‌کنم که زیاد فکر می‌کنم ...
و افکارم را کمتر تجربه می‌کنم ...
وقتی نمی‌نویسم انگار وضع برعکس می‌شود.

به‌هیچ وجه افسرده نیستم...
بهتر از تمام عمرم زندگی می‌کنم..
عاشق هم نیستم ..
گفتم گفته‌باشم که دلیل بهتر بودنم عاشق بودن نیست.

خودم هستم.

به‌شدت موفقم و در حال جمع‌آوری برکات خدا از زمین و زمان.
شرکت جدید به‌خوبی اداره مي‌شود.
می‌خندم و به همه افراد شرکت گفته‌ام غرزدن ممنوع تا اطلاع ثانوی...

شبها مثل همیشه کتاب می‌خوانم .. هنوز شوایک را تمام نکرده‌ام..

کماکان با خدا مراودات مخصوص دارم.
با هم گپ می‌زنیم و هر دو عقیده داریم میزان شانسی که به من می‌دهد بیش از سایر مردم است..
قدرشناسم.او هم می‌داند.
توافق کرده‌ایم در یک زمان مناسب که این قدر کار نداشته باشم یک عشق عالی برایم نازل کند.

موسیقی را به‌شیوه‌ای کاملا خردمندانه تمرین می‌کنم.
معلمم عقیده دارد در هجده سال آینده شاید یکی دو آهنگ یاد بگیرم .

گلها سلام می‌رسانند.
کماکان من و یوکا جنگ علیه شپشک گردی سفید را ادامه می‌دهیم.
یاس را از زیر نایلون زمستانی درآوردم.
به‌نظر خشک می‌رسد. :(
اما آبش می‌دهم.

از آنجا که شانس دنبالم می‌دود، روزی که می‌رفتم تا دوباره باشگاه ثبت نام کنم، خیلی اتفاقی سرکوچه‌مان یک باشگاه جدید کشف کردم.
باشگاه نو، شعبه همانی‌ست که سالهاست می‌روم!
کافی‌شاپ و آرایشگاه و یک تلوزیون بسیار بزرگ هم دارد.
وقتی در این محیط ورزش می‌کنم یاد دو چیز می‌افتم.
اول کتی که باشگاه ورزشی‌اش تلوزیون دارد و او را عصبانی می‌کند.
و بعد کلیه اسپاهای تورنتو که مثل آن کاسکوی احمقش، ،باعث می‌شوند حس نفرت عمیقی مرا هم عصبانی کند.

با همه اینها یک کتابخانه بزرگ چوب و شیشه هم دارد به‌خانه‌ام اضافه می‌شود.
خودکار و خودنویس فورتیس بانک توسط سازنده مربوطه کشف شد.
گفتم برای شرکت آورده‌بودند.

همین دیگر.
همه چیز را نوشتم.
همه اتفاقاتی که مال منند .
و خارج از من اتفاق می‌افتند.

مطالب مرتبط



تماشاخانه

مهرباني بي‌ويرايش

عطر زندگي در خانه مادري-پدري

دنبال يك عنوان شايسته براي اين زندگي مي‌گردم :)

dance me to the end of love ...

بر گيسويت اي جان كمتر زن شانه.. چون در چين و شكنش دارد دل من كاشانه..

...

شبي كه مال من است.

تعليق

عروس و افسوس !

مرشد

تولدت مبارك

همين

زندگي اين روزها سبز است و پر تحرك.. بدون عشق به‌ديگري .. با عشق به‌خودم فقط..

افكار نامنسجم من

یک دهاتی اصیل

عاقبت جوینده یابنده بود

فراخوان فرهيختگان قديم و جديد:)

سروتونین بالا+افت نوازش خون = امکان انجام هرگونه حماقت

لينک‌ها