« نقصان | صفحه‌ی اصلی | شعور، هدیه ای که خدا به همه نمی دهد. »

هیچ

مدتی‌ست حس خوب نوشتن را از دست داده‌ام. احتمالا دردی موقتی‌ست. آن طور که خود را می‌شناسم، به‌زودی با تلنگری رفع خواهد شد.
سرچشمه درد از آن‌جا شروع شد که کامنت بسیار بی‌ربطی درباره یک نوشته که اتفاقا توصیه کرده‌بودم لطفا با دقت خوانده‌شود، خواندم. از آن مدل کامنت‌هایی که مانند اسپم،  دراکثر وبلاگ‌ها می‌بینیم.
نمی‌دانم چرا تاثیر بسیار بدی رویم گذاشت. حس کردم چقدر سطحی‌خوان شده‌ایم و بیش از همه چقدر خودم سطحی می‌خوانم. از هر نوشته‌ای که بیش از یک پاراگراف باشد، فقط به خواندن سرخط هر پاراگراف بسنده می‌کنم. احتمالا سایرین نیز همین برخورد را با نوشته‌های من دارند. هر‌قدر سعی می‌کنم بیش از روزمره‌گی، به نوشتن مطالبی که به نظرم به‌درد بخور هستند بپردازم، کمتر نتیجه می‌گیرم. بعد فکر کردم به این ترتیب به هدفی که از نوشتن دارم، نمی رسم. دوست دارم هرکسی که زمان برای خواندن این وبلاگ می‌گذارد، در کنار خاطرات روزانه‌ام، چیزی دستگیرش شود. اگر تجربه‌ها‌یم به نظر بد می‌رسد یا خوب، به هر‌حال باری بردارد و برود. اما آن یک کامنت آن‌چنان توی ذوقم زد که انگار یک ساعت سخنرانی کنی و بعد بپرسند لیلی زن بود یا مرد؟
و نتیجه گرفتم  یا قدرت قلم خوبی ندارم یا بار مطالبم بسیار ضعیف است. بنابراین از آن روز تا حالا هربار که خواسته‌ام در مورد چیزی بگویم، پشیمان شده‌ام.
لینک‌هایم را مرتب کردم. آنهایی که نمی‌خوانم یا نمی‌نویسند، حذف کردم. کاری بود در اوج عصبانیت و شبیه وقت‌هایی عمل کردم که از حرص هیچ چیزی به ذهنم نمی‌آید مگر این‌که موهایم را به‌شدت کوتاه کنم. احتمالا کار خوبی نبود که کردم ..
به هر حال دلزده‌ام. وبلاگ‌نویسی به نظرم در شرایط فعلی من بی‌خودترین کاری‌ست که با لج‌بازی هرچه تمام انجامش می‌دهم. وقتم را می‌گیرد. بدتر از نوشتنش، مراجعه مرتب برای چک کردن کامنت‌ها و کنتور است. حس احمقانه‌ای به آدم دست می‌دهد، وقتی از یک کامنت که برای تو نوشته شده، زیر نوشته چند وبلاگ دیگر کپی شده‌اش را می‌خوانی. یا کنتوری که اگر ویزیتورهایش مثل خودت به سطحی‌خوانی مبتلا شده‌باشند، همان بهتر که تعدادشان را هی نشماری.
در مورد من، کنتور و کامنت دلیل صددرصدی برای اثبات وابسته بودن نوشتنم به خواننده‌اند. من اگر گفته‌ام که به خاطر دل خودم می‌نویسم، غلط کرده‌ام و حتما لاف زده‌ام. درست به همین علت است که این مدت انگیزه‌ای برای نوشتن نداشته‌ام.

مطالب مرتبط

لينک‌ها